هیچکس ...
در برابر قدرت لایزال الهی
نويسندگان

او گفت : غصه‌هایت را درون جعبه سیاه بگذار

و شادی‌هایت را درون جعبه طلایی ..

به حرف خدا گوش کردم.

شادی‌ها و غصه‌هایم را درون جعبه‌ها گذاشتم.

جعبه طلایی روز به روز سنگین‌تر می‌شد

و جعبه سیاه روز به روز سبک‌تر !!

از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را دریابم.

در کمال تعبجب دیدم که ته جعبه سوراخ است

و غصه‌هایم از آن بیرون می‌ریزد.

سوراخ جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم :


در شگفتم که غصه‌های من کجا هستند؟

خدا با لبخندی دلنشین گفت : ای بنده من !

همه آنها نزد من٬ اینجا هستند.

پرسیدم : پروردگارا ، چرا این جعبه‌ها را به من دادی؟

چرا ته جعبه سیاه سوراخ بود؟

خداوند فرمود : ای بنده من !

جعبه طلایی را به تو دادم تا نعمت‌های خود را بشماری

و جعبه سیاه را برای اینکه غم‌هایت را دور بریزی ...

[ ۱۳٩٥/٢/٢٩ ] [ ۸:٥٤ ‎ب.ظ ] [ حسن بیات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

درون قلب من با ولای او غوغاست / هر آنچه جلوه کند ، یار من از آن زیباست / گروه خون مرا گر ز من پرسند / گروه خون من یاعلی و یازهراست
صفحات اختصاصی
امکانات وب